برای من 2 مورد اول همیشه برقرار بوده
نمی دانم اگر دوست داشتن های دوستانه ام را ابدی کنم در حق کسانی که مستحق عشق ابدی هستن ستمی نموده ام؟
می دونی که روی سخن من با تو هستش....
بی تو شعر خسته ام بی تاب شد
عشق تو در پستوی خانه قاب شد
بی تو ای تنها امید زندگی
قلب من خاموش چون مرداب شد
بس که بی تاب تو ام ای بی وفا
چشمه چشمان من بی آب شد
آه! ای تعبیر خوب بودنم
نام تو در خلوتم مهتاب شد
.....
پ.ن ...
از خودت بیشتر بگو...
از حالت
از کارت
از برق نگاهت
از تنهاییت
از هرچه که دوست داری....
از
خانه بيرون ميزنم اما کجا امشب
شايد تو ميخواهي مرا در کوچه ها
امشب!
پشت ستون سايه ها روي درخت شب
مي جويم اما نيستي در هيچ جا امشب؟
ميدانم ، آري نيستي اما نمي دانم
بيهوده مي گردم به دنبالت چرا امشب؟
هر شب ترا بي جستجو مي يافتم اما
نگذاشت بي خوابي به دست آرم ترا
امشب
ها...سايه اي ديدم! شبيه ات نيست
اما حيف!
اي کاش مي ديدم به چشمانم خطا امشب
هر شب صداي پاي تو مي آمد از هر چيز
حتا ز برگي هم نمي آيد صدا امشب
امشب ز پشته ي ابرها بيرون نيامد
ماه
بشکن قرق را ماه من بيرون بيا امشب
گشتم تمام کوچه ها را يک نفس هم
نيست
شايد که بخشيدند دنيا را به ما امشب
طاقت نمي آرم تو که مي داني از ديشب
بايد چه رنجي برده باشم بي تو تا
امشب
اي ماجراي شعر و شب هاي جنون من
آخر چگونه سر کنم بي ماجرا امشب؟
برای من حرف بزن...یا پیامکی ...
