حقیقتا احساس که آدم جلو میبره.
امشب می خوام باهات 2 کلمه راست و حسینی حرف بزنم
وقتی که صاحب قدوبالای بزرگتری شدی
وقتی که سینه هات مثل سینه های مادرت شد
یا صدات به بلندی صدای پدرت
وقتی روبروی آیینه ایستادی و به آنچه که دیدی افتخار کردی
وقتی برق چشمات برنده تر
تیزتر شد
وقتی تونستی
وقتی تونستی اسم خودتو هر جایی با افتخار بنویسی
و به مسئله ای که می بینی یه راه حل پیشنهادکنی
وقتی حس کردی دنیا زیر پاته و نازت رو باید بکشه
وقتی حس کردی دستات قدرت مشت شدن ,قدرت سیلی زدن رو دارن
وقتی حس کردی اونقدر پول در میاری که یه نفر دیگر رو بتونی تامین کنی
خیلی آروم راه برو خیلی آروم
و یادت باشه کسی که روبروته ازتو حداقل انتظارش احترام به داشته هاشه
احترام به آرمانهاشه
احترام به شخصیتشه
قبل هر قضاوتی یادت باشه اون ممکنه تو دنیای دیگری باشه
دنیایی که تو هنوز نشناختیش
پس به دنبال قضاوت نباش وقتی نمی خواهی بهش کمکی بکنی .
…
وقتی کسی تحقیرت میکنه و دلت نمیاد له کنی طرف رو چی کار باید کرد؟
قیمت چادر مشکی پایین می آید .!!!
با کاهش تعرفه ی وارادات چادر مشکی ، کاهش قیمت این نوع پارچه از سوی دولت دنبال می شود .
با تاکیدات بی سابقه و گسترده ی دولت اسلامی مبنی بر حمایت قطعی از تولیدکنندگان داخلی و ترغیب صنعتگران و تولیدکنندگان به ساخت محصولات ایرانی و همچنین فرهنگ سازی در جامعه جهت استفاده از مصنوعات ایرانی ، محققان کشورمان برای اولین بار موفق به یافتن فرمول ترکیبی رنگ پارچه ی مشکی مخصوص چادر شده اند که این با موفقیت ، تولیدککندگان کشورمان قادرخواهند شد بخشی از نیاز کشور به این نوع محصول را تامین کنند .
اولین کارخانه ی تولید پارچه ی چادر مشکی از ۳ ماه پیش در خوانسار ، راه اندازی شده که قادراست تنها 4/28٪ نیاز کشور را تامین کند .
هم اکنون ایران نیازمند نزدیک به 35میلیون مترمربع (اینجا دیگه میسوزه یه جاهایی از آدم!!!)چادر مشکی در سال است که این نیاز ، موجب بالا رفتن قیمت آن شده است.
قبل از اینکه هرموضوع و مطلبی رو مطرح کنم بهتره موضوعی رو بگم و نذارم تو عالم خموشی و خماری بمونین!!
به هر حال هر کسی تو زندگیش دوست داره زمان هایی رو صرف علایق شخصی خودش( چه مشروع و چه غیر مشروع! ! !)بکنه که من هم از این قاعده مستثنی نبوده و نخواهم بود و شما هم اگه میتونین جلوشو بگیرین!!(کجایی تو ؟!!!انگیزمو میگم .)
بهتره از موضوع دور نشم وبگم که تصمیم دارم اگه جنبه شو داشته باشی بیش ازاین برات ارزش قائل بشم به شرط این که تو هم وقتی یه زمان هایی دیدی میتونی کمکی داشته باشی و من که مثل یه بز(دور از حضور بعضی ها!!!) دارم بع بع می کنم نیایی شیرمو بدوشی و بذاری بری که اون موقع بد جوری جفتک میزنم و یا بزه میاد گازت میگیره!!!
با اینکه میدونم آدمی کُند که یه نمه گیج بازی چاشنی کارهاشه و تا حالا کمتر جفتک زده، بیش از این انتظاری نیس ولی می خوام یه دستی به سرو صورت این وب و نوشته هایی اینجا بکشم شاید کسی هم بتونه من رو کشف کنه .
با لپ تابی که از سر پررویی و فراخی یه چیزم بالاخره به دستم رسیده فعلا کارم شده خوندن. اونهم تا نیمه های شب عینه لپ تاب ندیده ای می چََُلمبم جلوش وتا صدای وع وع سگهای ولگرد بیابونی میخونم!
خوب شمایی که باشی خواننده باید برات بگم که از چه قماشی هستم که همین اول کار خوشت نیومد بهم بگی و یه روز که از خواب بلند شده و دراز شده نشاشی به هیکلم !!
زیاد نیست که بچه اولمو فارغ شدم وبه همین زودی ها که همین نزدیکی زمانش ، 5 ماهه به تاخیر افتاده بچه دوم رو اگه نیندازمش میدمش خدمت شما!!
این هم از شانس و تقدیرم بود که به خاطر رشته ای که خوندم و اخلاقی که دارم برم تو بیابونا کار کنم .چهار سالی میشه دور از گرمای محبت روزانه پدر و مادرم تو جمع های هستم فارغ از هر ارتباط عاطفی و احساسی یا اگر هم بوده خیلی کمرنگ بوده !!(اینجا همه جنس شون 3پا هستش تا 2 پا لذا کمربندتو سفت نبندی فاتحه ات رو میخ ونن!!! .نمی دونم تا کی میتونم ادامش بدم ولی دوست دارم وقتی بیام تو محیط های شهری اخلاق و روحیم زیاد غیر عادی نشده باشه.ساعات کاری 11 ساعته و تعطیلی هم معنا نداره حتی روز عاشورا!!. ماهی 6روز مرخصی دارم که از اول سال تمام مرخصی هارو مجبور به مسافرت شدم.کم هم سفر نرفتم .شمال رو خیلی دوست دارم ولی ترجیح می دم وقتی میرم سفر با تمام وجودم و فراغ خاطر سفر کنم .
تمام این زمان هایی که وبلاگ رو آپدیت میکردم به جز دوره ای کوتاه ،همش برای رفع فشار هایی بوده که از هر طرف به من میومدن.این دوره رو اگه نبود مسلما ترکیده بود خیلی چیزها!! حضور بسیار گرم ادم هایی که همراهیم میکنن و خدا میدونست الان چه حال و روزی داشتم اگر نبودن.از همتون ممنونم خیلی زیاد.(پر رو نشی!!! حالا ما چیزی گفتیم برای پاچه خواری!!)
تو محیط کارم خیلی خیلی محدود به اینترنت دسترسی دارم به همین خاطر تا وقتی مرخصی نیام کامنتی نمیتونم بذارم ولی جواب لازم شد کوتاهی نمی کنم .
زمان زیادی نیست که به وبلاگ نویسی علاقمند شدم و تو همین دوره ای بود که دونه دونه وبلاگ هارو برای خودم کشف کردم.هیچ کسی تا زمان آشناییم با وبلاگ منو باهاش آشنا نکرده بود و برحسب یه جستجوی گوگولی ! باهاش آشنا شدم.طوری بهش علاقمند شدم که وقت گذاشتم و فرانت پیج دست و پا شکسته یاد گرفتم (اگرچه ضرورتی نبود ولی این هم از لج بازی بود که با خودم داشتم ) گرچه یه چند نفری هم راهنمایی هایی کردند .
به هر حال داره بلند میشه !! این پست!!!!
.لذا فعلا همین ها در موردم بود بدونین که برای بر قراری ارتباط کافیه مگر سوالی بشه که ...
البته امیدوارم سوالات در مورد اندازه بعضی از چیزها نباشه!
چرا الکی چسی بیام؟!!! و تریپ ،روشن فکر بازیُ وِ ِافه الکی داشته باشم برای ادامه راهی که در پیش دارم به حضورتون نیاز دارم!
یا علی...
