تبليغاتX
کدوم راه
جریان های ماندگار

سلام.

وسوسه نوشتن براي هميشه با  من بوده اين وسوسه به نوعي زمان هايي حالت شيفتگي به خودش ميگيره.

دوران نوجواني هميشه مبهوت اسمي مثل داستايوفسكي بودم.چيزي كه هنوز تنبلي و زمان به من اجازه نداده باهاش بازي كنم.من عاشق چيزي يا كسي باشم بيشتر از بروز خوده عشق نشانه هاشو نشون ميدم و باهاش مثل عروسك بازي ميكنم..!!!!

اگرچه بيش از يك بار جرئت نداشتم به كسي بگم عاشقت شدم و همين يك بار هم تغيير زيادي در نگاهم ايجاد كرد تمام نقاط ضعقم رو كشيد بيرون وهمين زمان بود كه فهميدم بزرگترين حادثه زندگي يه نفر به جز مرگ و تولدش كه هميشه بخشي از وجودشه و همراهشه عشق اونه اين عشق نه فقط جنبه انساني داره بلكه براي من شامل همه چيز و همه كس ميشه!!

نوعي حس خاص دارم كه از هيچ كس بدم نمي ياد.

مثل يه موم نرمه نرمه نرم اما پايدار پايدار.

يه ماهي به اينترنت دسترسي نداشتم.

چون محل كارم رو عوض كردم و به يكي از دور افتاده ترين نقاط ايران رفتم لب مرز .تو يه پروژه عمراني با يكي از كشور هاي همسايه .پروژه به صورت مشترك با نظارت اونوري ها و پيمانكار ايراني داره ميره جلو .كاش ميتونستم بيشتر بگم از كارم و محل كارم.دفعه بعد يه عكس از تنها ترين تير برق كه خورده به مرز و در ادامش تيري وجود نداره براتون ميارم!!!!

تقريبا 2 ماهي بود كه خونه نرفته بودم.چند سالي هست كه دارم ميچرخم ميون پروژه ها تو بيابون ها و تقريبا قرار گرفتن در محيط هاي كاملا اروم و بدور از شهر و دغدغه هاش ادم رو تو حالت روحي عجيبي ميبره .مناظري رو تونستم ببينم كه حتي خوابش رو نمي تونستم ببينم.عكس هايي از بكر ترين و دور افتاده ترين نقاط يادگاري و هديه ايي بد نبايد باشه.!!!

نگاهم و قلمم رو  كمي تو اين وب تغيير ميدم و به طور منظم و هدف مند تر مينويسم.

...

منظم تر و هدف مند مينويسم.تقريبا 2 سالي طول كشيد تا از خوندن وبلاگ به نوشتنش رو بيارم .وقصد دارم اين وب رو براي هميشه براي خودم نگه دارم .چراكه راهش نمي انداختم!!.اگه ديدين دير به روز ميكنم بخاطر دسترسي من به اينترنته.

انبوه مطالبي و موقعيت ها وقرار گيري در فضا هايي كه برام پيش اومده منو مجبور ميكنه كه در اولين اقدام به انعكاس زيبايي ها و نگاهي كه از بابت مصاحبت با قشري  تحصيل كرده كه يه عمر از محيط شهري  دور بودن ووزندگي بيابوني دارن و مشكلات اين  نوع زندگي ها بپردازم.

فعلا تو مرخصي هستم و سرم خيلي شلوغ!!!

انبوه كار هاي ناتمام به ويژه پايان نامه اي كه كارهاي آخرش رو دارم انجام ميدم فرصت كمي برام ميذاره كه به تك تكون سر بزنم ولي همه رو به صورت OFFLINE ميربم به محل كارم .

عكسه زياد جالب نيست گفته باشم.!!اپنجره اي در دفتري كه تو ش كار ميكرم سابق بر اين.

نوشته شده توسط علی در ساعت 18:0 | لینک  |