تبليغاتX
کدوم راه
جریان های ماندگار

سلام و درود بر شما. قبل از اينكه قصد نوشتن اين متن رو داشته باشم ميان وبلاگ ها مي چرخيدم تا اينكه رسيدم به "هزارو یک روزنه" خوندم از اول تا آخرشو و لذت بردم .از اينكه هنوز اين حس درونم وجود داره كه بايد بيشتر بدونم و بيشتر بخونم و فكر كنم از قسمت هاي خيلي جالب كه برام اموزنده است : برگ تنها من که تسبيح نبودم،تو مرا چرخاندي مشت بر مهره تنهايي من پيچاندي مهر دستان تو دنبال دعايي ميگشت بارها دور زدي ذهن مرا گرداندي ذکرها گفتي و بر گفته خود خنديدي از همين نغمه تاريک مرا ترساندي بر لبت نام خدا بود-خدا شاهد ماست بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندي دست ويرانگر تو عادت چرخيدن داشت عادتت را به غلط چرخه ايمان خواندي قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود تو ولي گشتي و اين گمشده را لرزاندي جمع کن:رشته ايمان دلم پاره شدست منکه تسبيح نبودم،تو مرا چرخاندی نغمه رضايي بسيار عالي بود. كسي به اشعار ديگر ايشون دسترسي داره يادداشت بده.ممنونم. و: "ولی من در کل همیشه اون جاهایی که خطای خودم زیاده رو، تووبلاگ نمی نویسم. چون اطرافیانم که منو با همه ضعف ها و توانایی هام می شناسند بهتر از آدمهای مجازی می تونند قضاوتم کنند و مشورت یا دلداری بهم بدهند، ترجیح میدم این جورمواقع چیزی ننویسم، چون جنبه شو توی یک عده نمی بینم. فرهاد من واقعا اینجا خود خودم، با همه ی اشتباهاتی که یه انسان می تونه انجام بده، ولی وقتی بقیه به اندازه تو نمی نویسند، اونوقت اگر مدام بنویسی، این تویی که آدم ضعیف و مشکل داری به نظر میای." نكتهء خيلي مهمي رو ايشون گفتن:" ، اونوقت اگر مدام بنویسی، این تویی که آدم ضعیف و مشکل داری به نظر میای." من ميگم اگه مدام بگي ،اگه مداوم يه كارو در حالت كلي انجام بدي اينطور به نظر ميرسه كه شما ادم ضعيف و مشكلي داري. بگذريم . فعلا يا حق.
نوشته شده توسط علی در ساعت 15:3 | لینک  |